X
تبلیغات
رایتل
تاریخ : سه‌شنبه 19 آذر‌ماه سال 1387 | 02:28 | نویسنده : فرید

راه هایی برای تقویت و تحکیم روابط خانوادگی

روابط سالم و متعادل، خمیرمایه عشق به زندگی خانوادگی است. مسائل و مشکلات زیادی این روزها دست به دست هم داده و به سستی و تضعیف روابط خانوادگی منجر شده است. از سوء تفاهم ها و انتظارات نا به جا گرفته تا نوع ارتباط کلامی، عدم پایبندی به قواعدی مشخص، روش مدیریت خانه و ...

روابط سالم و متعادل، خمیرمایه عشق به زندگی خانوادگی است. مسائل و مشکلات زیادی این روزها دست به دست هم داده و به سستی و تضعیف روابط خانوادگی منجر شده است. از سوء تفاهم ها و انتظارات نا به جا گرفته تا نوع ارتباط کلامی، عدم پایبندی به قواعدی مشخص، روش مدیریت خانه و ...
پدر یا مادری که هنوز یاد نگرفته بر اعصاب خود مسلط باشد، نمی تواند به فرزندش بیاموزد که چگونه خود را کنترل کند.
● راه حل هایی برای تحکیم و تقویت روابط خانوادگی
عده زیادی از مردم تصور می کنند که دیگران نیز از آنچه آنان می دانند، آگاهند. صحبت با دیگر افراد خانواده در مورد فهرست قواعد می تواند راه را برای یافتن دلایل سوءتفاهم و مشکلات رفتاری باز کند.
قواعد ممکن است کهنه و قدیمی، غیرمنصفانه، نامفهوم یا غیرمقتضی باشند.
مثال:
▪ قاعده غیر انسانی:
«هرچه اتفاق می افتد، اهمیت نده و به ظاهر خوشبخت باش.»
▪ قاعده پوشیده:
«در باره اش صحبت نکن، چنان رفتار کن که گویی وجود نداشته است.»
▪ قاعده ویران کننده:
«با من در باره مشکلاتت صحبت نکن؛ مسئله مربوط به خود توست.»
زندگی در محیط خانواده، همواره تجربیات دیدنی و شنیدنی زیادی به همراه دارد. بعضی از این تجربیات، مایه دلخوشی و بعضی دیگر دردآور و ناراحت کننده است و بعضی ممکن است احساس شرمندگی به همراه داشته باشد. هر گونه احساساتی که به وجود آید، اگر اعضای خانواده نتوانند آنها را بشناسند و در باره شان توضیح بخواهند، این احساسات به درون ریخته می شود و ریشه های رفاه خانوادگی را از بین می برد. سدهای خانوادگی که در مقابل صحبت کردن در باره مسائل خانوادگی بنا می شود، دلیل مهمی برای کاستن ارزش فردی است. در خانواده ای که این قاعده حاکم باشد که: «بچه ها نمی توانند اظهار نظر کنند» در نتیجه کودکان کینه به دل می گیرند، از پدر و مادر رنجش و بیزاری پیدا می کنند و بدتر آنکه در باره ارزش فردی خود وضعی پیدا می کنند که به احساس ناکامی، خشونت و تنهایی می انجامد. قاعده غالباً با این عبارت بیان می شود که «تو هنوز جوان تر از آنی که...» و این طور برداشت می شود که دنیای بزرگسالان بیش از حد پیچیده، ترسناک، بد و مضر و یا سرشار از لذت است که کودک بتواند آن را کشف کند. بسیاری از والدین سعی می کنند برای محافظت فرزندان، کارهای خود را از آنان پوشیده دارند. چرا که قاعده آنان این است که: «پدر و مادرها به هیچ وجه کار نادرستی نکرده اند، فقط شما بچه ها هستید که بد رفتاری می کنید.»
بیشتر اوقات در قواعد خانوادگی اجازه ابراز احساسات ، فقط وقتی وجود دارد که احساسات موجه باشد. در حالی که اگر قواعد شما بگویند هرگونه احساسی که دارید مطلوب و قابل قبول است، خویشتن شما رشد می کند. اگر بتوانید با تمام اجزای خود تماس داشته باشید زندگی خانوادگی شما می تواند به نحو برجسته و مهیجی تغییر کند و بهتر شود. خانواده ای که قاعده های آن امکان اظهار عقیده آزاد در مورد هر چیز، خواه ناراحت کننده خواه شاد کننده را فراهم کند، بهترین بخت مساعد را برای یک زندگی بالنده خواهند داشت.
قواعد همواره احتیاج به بازبینی و آرایش تازه دارند: « مرخص کردن چیزهای قدیمی و افزودن چیزهای نو .»
● تمرین
۱) کدام یک از قواعدی که در حال حاضر دارید، مناسب است؟
۲) کدام یک از قواعد، باید از بین برود؟
۳) چه قواعد جدیدی باید تنظیم کنید؟
۴) آیا قواعد شما انسانی، آشکار و مطابق با واقعیت هستند؟ یا پوشیده، غیرانسانی، قدیمی و ویران کننده است؟
۵) تا چه حد قواعد شما برای دیگران مفهوم است؟
۶) آیا این قواعد را با صراحت بیان کرده اید یا فکر می کنید خانواده شما می توانند قاعده ها را در فکر شما بخوانند ؟


7) آیا می توانید قواعد را با زمان تطبیق دهید و قوانین کهنه را دور اندازید؟
۸) آیا قواعدتان واقعاً به شما کمک می کنند یا سد راه شما هستند؟
۹) برای تغییر قواعد خود چه کرده اید؟ چه کسی اجازه دارد که خواستار تغییر شود؟
۱۰) در خانواده شما قواعد چگونه به وجود می آیند؟ چه کسی آنها را وضع می کند؟ و آنها را از کجا آورده اید؟
۱۱) آیا در خانواده شما قاعده آزادی اظهار نظر وجود دارد؟
۱۲) قاعده خانوادگی شما در مورد ابراز خشم چیست؟
۱۳) قاعده خانوادگی شما در مورد ابراز محبت چیست؟
● روش تربیتی شما چگونه است؟
می خواهید فرزندتان چه جور آدمی شود؟ این امر وظیفه ساده ای نیست. «تشکیل خانواده» مشکل ترین کار در دنیاست. پدران و مادران در مشکل ترین مدرسه دنیا- مدرسه آدم سازی- تدریس می کنند. آنها لااقل۱۸ سال به انجام وظیفه مشغول هستند. این وظیفه احتیاج به حد اعلای حوصله، صبر، خوش خلقی، کاردانی، عشق، بینش، آگاهی و دانش دارد. آدم سازی تجربه ای طولانی در آزمون و خطاست و در عین حال ممکن است که این وظیفه بهترین پاداش و تجربه شاد یک عمر را در برداشته باشد. بسیاری از والدین نسبت به این که هرچه بهتر و بیشتر برای فرزند خود تلاش کنند، بسیار احساس مسئولیت می کنند. موضوع اصلی، چگونگی تعلیم دادن است. نقشه ها از خانواده ای به خانواده دیگر فرق می کند. بعضی طرح ها نتیجه اش به پرورش خانواده منتهی می شود و برخی به آشفتگی وضع می انجامد. اگر بزرگسالان قبل از آنکه به بلوغ کامل فکری و روحی برسند تشکیل خانواده دهند، پیشرفت، کاری بسیار پیچیده و خطرناک خواهد بود. البته این کار ناممکن نخواهد بود اما قطعاً برای زوج جوان مشکلاتی به همراه خواهد داشت. برخی از اولیاء در وضعی هستند که خیلی از چیزهایی را که انتظار دارند به فرزندشان تعلیم دهند، خود هنوز نیاموخته اند.
هیچ چیز مانند تربیت کودک، نمی تواند نقص یا عدم کفایت بزرگسالان را فاش کند در چنین شرایطی پدر و مادر باهوش مانند فرزندشان ، شاگردانی آماده آموختن می شوند. خوشبختانه در هر موقعیتی می توان در وضع خانوادگی تغییراتی به وجود آورد، مشروط بر آنکه افراد خانواده متوجه احتیاج به تغییر شوند و راه اجرای آن را بیابند.
سرزنش کردن خود، از توان شما برای تغییر وضع می کاهد.
سرزنش کردن، یکی از گران ترین و نامعقول ترین راه های استفاده از نیرو است.
تجارب دوران کودکی هر فرد تأثیر مهمی در شیوه تربیتی او دارد. بیشترین مقدار طرح شما تکرار اتفاقاتی است که در دوره رشد خود داشته اید، خواه خانواده شما بالنده باشد، خواه آشفته. اگر شما شیوه ای که پدر و مادرتان بر آن اساس شما را بار آورده اند می پسندید و از چگونگی رفتار آنان با یکدیگر رضایت دارید، می توانید آن را برای نقشه خود نمونه قابل قبولی بدانید و بگوئید: «من همان روشی را به کار می برم که آنان به کار بردند.» اما اگر آنچه را که در دوران رشدتان اتفاق افتاده نمی پسندید، احتمالاً ترجیح می دهید که روش تربیتی خود را برای فرزندان تان تغییر دهید. پس شما باید بدانید که چه تغییراتی می خواهید به وجود آورید و این کار را چگونه می خواهید انجام دهید .

منبع : http://www.articles.ir